میزگرد «شهرراز» با دو مبارز انقلابی، درباره‌ روزهای خاطره‌انگیز پیروزی انقلاب اسلامی در شیراز

پای انقلاب ایستاده‌ایم

انقلاب اسلامی ایران یکی از مهم‌ترین و تاریخی‌ترین وقایع در قرن بیستم میلادی بود. در همه‌ی شهرهای کشور، مردم علیه حکومت پهلوی به پا خواستند و سرانجام در بیست‌ودوم بهمن‌ماه به ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی پایان دادند. در شیراز هم مانند دیگر شهرهای بزرگ کشور، نهضت انقلاب از ماه‌ها پیش از بهمن‌ماه ۵۷ شکل گرفته بود و راهپیمایی‌های مردم در کنار رهبری روحانیت، نهضت انقلاب را در این شهر نیز پیش می‌برد. اما آن روزهای خاطره‌انگیز در تاریخ ایران، در شهر شیراز چگونه به نگارش درآمد و شیرازی‌ها چگونه انقلاب اسلامی را در شهرشان، همگام و همراه با دیگر شهرهای کشور و به‌ویژه تهران پیش بردند؟


شهرراز/ انقلاب اسلامی ایران یکی از مهم‌ترین و تاریخی‌ترین وقایع در قرن بیستم میلادی بود. در همه‌ی شهرهای کشور، مردم علیه حکومت پهلوی به پا خواستند و سرانجام در بیست‌ودوم بهمن‌ماه به 2500 سال حکومت شاهنشاهی پایان دادند. در شیراز هم مانند دیگر شهرهای بزرگ کشور، نهضت انقلاب از ماه‌ها پیش از بهمن‌ماه 57 شکل گرفته بود و راهپیمایی‌های مردم در کنار رهبری روحانیت، نهضت انقلاب را در این شهر نیز پیش می‌برد. اما آن روزهای خاطره‌انگیز در تاریخ ایران، در شهر شیراز چگونه به نگارش درآمد و شیرازی‌ها چگونه انقلاب اسلامی را در شهرشان، همگام و همراه با دیگر شهرهای کشور و به‌ویژه تهران پیش بردند؟
برای آگاهی از تقویم شیراز در آن روزها، به سراغ اسدالله حق‌جو و حسن امانی دو مبارز انقلابی اهل شیراز رفتیم و در میزگردی با آن‌ها از چگونگی شکل‌گیری نهضت انقلاب و سپس پیروزی بر طاغوت به گفت‌وگو نشستیم. حق‌جو و امانی در زمان انقلاب بیست‌ساله بودند و هر دو چند بار به خاطر فعالیت‌های انقلابی، دستگیر شدند، اما پس از فرار یا آزادی از زندان، باز هم به نهضت انقلاب پیوستند و به قول خودشان جزو «السابقون انقلاب» هستند. آن‌ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در دوران مجاهدت هشت‌ساله‌ی دفاع مقدس در جبهه‌ها حضور داشتند و از آن دوران نیز یادگارهایی به همراه دارند.
  • سرآغاز: چهلمین روز شهادت مردم تبریز
سال 56 سال آغاز جرقه‌های انقلاب اسلامی در شیراز است. اسدالله حق‌جو و حسن امانی می‌گویند نخستین حرکت‌های انقلابی در شیراز بعد از حادثه 29 بهمن 56 (که عده‌ای از مردم تبریز به شهادت رسیدند)، آغاز شد. «اولین مراسمی که در شیراز برگزار شد، یازدهم فروردین سال 1357 بود که مراسم چهلمین روز شهادت مردم تبریز برگزار شد. این مراسم را حضرت آیت‌الله‌العظمی محلاتی در مسجد مولا برگزار کردند. بعد از نماز مغرب و مراسم عزاداری، شهربانی و ساواک مسجد مولا را محاصره کردند. هنگامی که مراسم پایان یافت، مردم به‌صورت دسته‌جمعی از مسجد خارج شدند... ما اما راهپیمایی را تا حرم حضرت شاه‌چراغ (ع) ادامه دادیم. آنجا رئیس کلانتری 2 فخرآباد، سد راه ما شد و درگیری بین نیروهای شهربانی و ما شروع شد... ما چند نفر فرار کردیم و چند نفر هم دستگیر شدند.»
  • بازگشت آیت‌الله دستغیب به شیراز
اسدالله حق‌جو در ادامه می‌گوید: در آن زمان شهید آیت‌الله دستغیب در شهر نجف بودند و شب‌ها در مسجد ولیعصر و مسجد نو (شهدا) سخنرانی‌های آیت‌الله محلاتی و آیت‌الله پیشوا برگزار می‌شد. «تا آنکه شهید آیت‌الله دستغیب از نجف تشریف آوردند به شیراز و بعد از آن، دو پایگاه قوی و مستحکم ازجمله مسجد جامع عتیق به‌عنوان پایگاه‌هایی برای انقلاب ایجاد شد.» در مسجد پنجشنبه‌شب‌ها دعای کمیل برگزار می‌شد، آیت‌الله دستغیب نیز برای مردم سخنرانی می‌کردند و انقلابیون نیز برای راهپیمایی‌ها برنامه‌ریزی می‌کردند. «شب 15 شعبان (حدوداً اردیبهشت سال 57) شهید آیت‌الله دستغیب علیه دستگاه طاغوت سخنرانی‌ مفصلی انجام دادند. بعد از اتمام مراسم، مردم در حال خروج از مسجد فریاد زدند: «برای سلامتی بت‌شکن قرن بیستم صلوات». با همان صلوات سپس شعارهای «درود بر خمینی» و «مرگ بر شاه» هم آغاز شد... حدود دو، سه هزار نفر بودیم. بعد وارد محوطه‌ی حرم حضرت شاه‌چراغ (ع) شدیم، اما نیروهای شهربانی جلوی ما را گرفتند و گاز اشک‌آور به میان مردم پرتاب کردند. آن شب گروهی هم به‌طرف آستانه حضرت سید علاءالدین حسین (ع) رفتند و آنجا هم درگیری پیش آمد که فردی به نام علی‌اکبر رستمی به‌عنوان نخستین شهید انقلاب در شیراز به شهادت رسید.»
امانی می‌گوید بعدازاین راهپیمایی، شهربانی منزل شهید دستغیب را به مدت دو هفته محاصره کرد تا ایشان از منزل بیرون نیایند، «اما حدود دو هفته بعد که ماه مبارک رمضان آغاز شد، محاصره تمام شد و ایشان تشریف آوردند به مسجد.» حق‌جو ادامه می‌دهد. «در روزهای اول تا چهارم ماه مبارک رمضان، ما بعد از نماز ظهر از مسجد بیرون می‌آمدیم و به مغازه‌هایی که در خیابان دهنادی مشروبات الکلی می‌فروختند، حمله می‌کردیم و شیشه‌های آن مغازه‌ها را می‌شکستیم.»
  • نخستین درگیری شدید میان انقلابیون و نیروهای شهربانی
حق‌جو ادامه می‌دهد: «نیروهای شهربانی روز پنجم ماه مبارک رمضان، میدان حضرت شاه‌چراغ (ع) را محاصره کردند تا ما نتوانیم راهپیمایی کنیم. بااین‌حال نمازگزاران از دو مسجد دیگر هم به ما پیوستند و ما توانستیم نیروهای شهربانی را از دو سمت محاصره کنیم... نیروهای شهربانی هم از سمت سه‌راه احمدی فرار کردند. ما هم از دو، سه جهت به همدیگر پیوستیم و راهپیمایی شکل گرفت... در راهپیمایی شعار می‌دادیم: «درود بر خمینی»، «مرگ بر شاه»، «نظام شاهنشاهی منحل باید گردد/ حکومت اسلامی برپا باید گردد». ناگهان مشاهده کردیم که نیروهای شهربانی و آتش‌نشانی آژیر کشیدند و به سمت تظاهرات‌کنندگان با گاز اشک‌آور و آب با فشار حمله کردند. ما به سمت مسجد نو (شهدا) رفتیم و در پشت‌بام مسجد قرار گرفتیم. درگیری با نیروهای شهربانی شکل گرفت و نیروهای شهربانی تیرهای هوایی و سپس زمینی به سمت تظاهرات کنندگان شلیک کردند. براثر این تیراندازی‌ها احمد مفتاحی نوجوان 16 ساله و ابوذر فیروزی که هر دو دانش‌آموز بودند، به درجه رفیع شهادت رسیدند و تعدادی ازجمله خود من زخمی شدیم. بعد نیروهای شهربانی از هر طرف به سمت مسجد نو حمله‌ور شدند و با کامیون‌های شهربانی وارد مسجد شدند. افراد زخمی و بسیاری دیگر از مردم را دستگیر کردند و با خود بردند... حتی به کتابخانه مسجد رحم نکردند و قسمتی از مسجد را هم به آتش کشیدند. برخی از ما فرار کردیم و به حیاط منزل کنار مسجد پناه بردیم... اندکی بعد یک نفر آمد و به ما گفت تعدادی از دکترها و بهیارهای بیمارستان نمازی و بیمارستان سعدی به‌صورت خودجوش و برای کمک به زخمی‌ها، به مدرسه آیت‌الله محلاتی آمده‌اند و در حیاط آنجا مستقر شده‌اند... ما را به آنجا بردند و مشاهده کردیم دست‌کم 40، 50 نفر زخمی در حیاط مدرسه هستند.» پزشکان و بهیارهای بیمارستان‌ نمازی و سعدی تا پاسی از شب به مداوای زخمی‌ها پرداختند و تک‌تک زخمی‌ها را در حیاط همان مدرسه درمان کردند. بعد از مداوا، چند نفر از مردم با موتورسیکلت، زخمی‌ها را به خانه‌شان‌ رساندند. «بعد از آن شب اما حتی برای ادامه درمان هم نمی‌توانستیم به بیمارستان مراجعه کنیم، بنابراین به مطب‌های خصوصی می‌رفتیم و پزشکان ما را مداوا می‌کردند.» بعد از روز پنجم ماه مبارک (خردادماه 1357)، شهربانی مساجد مهم شهر را که محل حضور انقلابیون است، تا شب احیا بست.
  • حکومت نظامی و گشایش مدارس و دانشگاه‌ها
بعد از 15 شهریورماه 1357، در 12 شهر کشور ازجمله شیراز حکومت‌نظامی اعلام شد. اسدالله حق‌جو و حسن امانی می‌گویند با گشایش مدارس و دانشگاه‌ها در مهرماه 57، انقلاب در شیراز وارد مرحله‌ای جدید شد. «چراکه دیگر روزها مدارس و دانشگاه‌ها پایگاه انقلابیون بود و شب‌ها نیز مساجد.» تا آنکه راهپیمایی‌ها وارد فاز جدیدی شد و عمومی شد. «مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شد، برخی از کارخانه‌ها دست به اعتصاب زدند، شرکت ملی نفت دست به اعتصاب زد و هر روز هم پیام‌های حضرت امام (ره) از طریق رادیو میان مردم پخش می‌شد... نوارهای سخنرانی هم جلوی مسجد ولیعصر به‌وسیله آقای جلالی پخش می‌شد؛ ایشان یکی از مریدان شهید دستغیب بود که نوارهای سخنرانی‌ها را میان نمازگزاران پخش می‌کرد. طلبه‌های مدرسه خان نیز عکس حضرت امام (ره) را توزیع می‌کردند. تعدادی از افراد هم مشخص شده بودند که در نواحی مختلف شهر اطلاعیه‌های حضرت امام (ره) را میان مردم پخش می‌کردند.»
  • محل تجمع انقلابیون شیراز
اسدالله حق‌جو و حسن امانی سپس از محل تجمع انقلابیون شیراز و مسیرهای راهپیمایی‌شان می‌گویند. «الحمدالله بعد از اعتصابات، هر روز اعلام برنامه بود. فلکه ستاد محل تجمع بود و تظاهرات‌کنندگان از ستاد به سمت چهارراه زند می‌رفتند و سپس از خیابان توحید به سه‌راه نمازی، سه‌راه احمدی و دست‌آخر به حرم مطهر حضرت شاه‌چراغ (ع) می‌رسیدیم که محل پایانی تظاهرات بود.» این دو مبارز انقلابی می‌گویند: اواخر آذرماه و دی‌ماه سال 57 دیگر هر روز از صبح تا ظهر راهپیمایی مردم انقلابی شیراز برگزار می‌شد و همواره نیز به حرم مطهر حضرت شاه‌چراغ (ع) و اقامه‌ی نماز جماعت در صحن حرم ختم می‌شد. «در این زمان دیگر حکومت‌نظامی هم کمتر شده بود، مردم هم شعار می‌دادند: ارتش برادر ماست/ خمینی رهبر ماست.» به گفته‌ی اسدالله حق‌جو، «جرقه آغاز راهپیمایی‌های هرروزه در شیراز از تاسوعا و عاشورای سال 57 آغاز شد و تا روز پیروزی انقلاب اسلامی ادامه یافت.»
  • پایین آوردن مجسمه شاه در فلکه ستاد
26 دی‌ماه 57 شاه از کشور فرار می‌کند و مردم شیراز نیز فردای آن روز خوشحال از نزدیک‌شدن به پیروزی انقلاب، به خیابان می‌ریزند. «در همان میدان ستاد، مردم مجسمه شاه را با طناب و زنجیر بستند به یک ماشین و پایین کشیدند... بعد هم با شور و اشتیاق به یکی از پایگاه‌های ساواک حمله کردند و آنجا را به تصرف خود درآوردند... به نظرم این اولین مرکز ساواک بود که در کشور تصرف شد.»
  • شادمانی مردم از ورود امام (ره) به کشور
پس از خروج حضرت امام (ره) از نجف و اقامت ایشان در نوفل‌لوشاتوی فرانسه، دیگر هر روز اخبار و مصاحبه‌های ایشان با مطبوعات و رسانه‌های خارجی به دست مردم می‌رسد. «امام (ره) چندی بعد اعلام کردند که پنجم یا ششم بهمن‌ماه به ایران تشریف می‌آورند. از همان زمانی که ایشان اعلام کردند به ایران تشریف می‌آورند، مردم شیراز در راهپیمایی‌ها بودند.
همه از رفتن شاه خوشحال بودند و آماده ورود حضرت امام (ره) بودند. تا آنکه بختیار اعلام کرد فرودگاه مهرآباد و چند استان دیگر را می‌بندد و اجازه ورود حضرت امام (ره) را نمی‌دهد... اما در تهران روحانیت مبارز دست به تحصن زدند تا جلوی حرکت زشت بختیار را بگیرند. همین تظاهرات شبانه‌روزی بختیار را مجبور کرد که فرودگاه را باز کند و حضرت امام (ره) هم دوازدهم بهمن‌ماه وارد ایران شدند.» حق‌جو و امانی تعریف می‌کنند که در روز ورود تاریخی حضرت امام (ره) به کشور، «در شیراز هر کس از مردم که در خانه‌اش تلویزیون داشت، آن را به حسینیه‌ها و مساجد آورده بود تا همه ورود حضرت امام به کشور و سخنرانی ایشان را به‌صورت دسته‌جمعی ببینند... مردم گل و نُقل و شیرینی پخش می‌کردند و شعار «دیو چو بیرون رود فرشته درآید» سر می‌دادند... البته شاید یکی از الطاف خفیه الهی این بود که حضرت امام چند روز دیرتر از موعد مقرر و در دوازدهم بهمن‌ماه به ایران تشریف آوردند و انقلاب نیز 22 بهمن به پیروزی رسید تا دهه‌ی مبارک انقلاب شکل بگیرد.»
  • دهه‌ی مبارک انقلاب
پس از ورود تاریخی حضرت امام (ره) به کشور در دوازدهم بهمن‌ماه، در شیراز هم مانند دیگر شهرهای کشور، تظاهرات و راهپیمایی مردم هر روز ادامه داشت و مسیرهای راهپیمایی نیز دست‌آخر به حرم مطهر حضرت شاه‌چراغ (ع) ختم می‌شد. «هر چه به 22 بهمن نزدیک می‌شدیم، دیگر کسی تنها به تظاهرات نمی‌رفت و همه با زن و بچه و خواهر و برادرشان به تظاهرات می‌رفتند.»
 حق‌جو با شور و هیجان تعریف می‌کنند که در آن روزها «مردم با خود بلندگوهای دستی می‌آوردند و شعار می‌دادند.
 در برخی قسمت‌های خیابان‌ هم سکویی درست کرده بودند و معمولاً یک روحانی برای مردم سخنرانی می‌کرد.» این دو مبارز انقلابی می‌گویند رهبری تظاهرات مردم در زمان انقلاب اسلامی، با شهید آیت‌الله دستغیب بود و ایشان حتی از طرف حضرت امام (ره) هم به‌عنوان نماینده‌ی مردم شیراز با فرستاده‌های ایشان دیدارمی‌کردند.
  • ظهر بیست‌ویکم بهمن‌ماه؛ پیروزی انقلاب اسلامی در شیراز
صبح بیست و یکم بهمن‌ماه 1357 مردم شیراز به میدان شهرداری آمدند. «اما نیروهای شهربانی از پشت‌بام ارگ کریم‌خانی به سمت مردم تیراندازی کردند. مردم پناه گرفتند... از آن‌طرف اما تعدادی از بچه‌های نیروی هوایی با لباس ارتش به کمک مردم آمدند و با سلاح ژـ 3 به سمت نیروهای شهربانی آتش گشودند... تیراندازی که متقابل شد، مردم روحیه گرفتند و پیشروی کردند... به شهربانی هجوم بردند و تا ساعت 11، 12 ظهر شهربانی تسلیم شد... مردم به شهربانی ریختند و سلاح‌ها را از شهربانی برداشتند... عصر همان روز هم تانک‌ها و ماشین‌های زرهی ارتش به مردم پیوستند و مردم هم با اهدای گل به پیشواز ارتش رفتند. همه خوشحال بودند و شعار می‌دادند: ارتش فدای ملت/ ملت فدای ارتش، ارتش برادر ماست/ خمینی رهبر ماست.» امانی می‌گوید در سمت دیگر شهر، مردم انقلابی کلانتری شماره 3 واقع در گودعربان را هم همان روز تصرف کردند. «بعد هم آیت‌الله شهید دستغیب پیام دادند که هر کس سلاحی دارد، تحویل دهد که واقعاً شاید بیش از 90 درصد مردم سلاح‌ها را به مسجد آوردند و تحویل دادند.»
  • پای انقلاب ایستاده‌ایم
حسن امانی و اسدالله حق‌جو که از دوران نوجوانی و جوانی وارد مبارزات انقلابی شدند، خاطرات آن روزها را بهتر از هر زمانی به یاد دارند. امانی در پایان گفت‌وگو می‌گوید: «ما پای انقلاب ایستاده‌ایم...» حق‌جو هم درباره وحدت و همبستگی مردم شیراز در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی می‌گوید: «تمام مردم از همه اقشار و اصناف در انقلاب حضور داشتند و همه خواهان انقلاب بودند... روحانیون نقش رهبری مردم را داشتند و مردم نیز همبستگی داشتند و کشاورز، بازاری، دانشجو، دانش‌آموز، کسبه و... همه در شکل‌گیری انقلاب اسلامی حضور و نقش داشتند.» امانی می‌گوید: «انقلاب ما یک معجزه بود» و معتقد است «آنچه امروز انقلاب را تقویت می‌کند، وحدت است.»
 


۱۳۹۷/۱۱/۲۱
منبع : پایگاه اطلاع رسانی شهرداری شیراز
تعداد بازدیدها : ۱۶۲
مطالب مرتبط با این موضوع :
نظری ارسال نشده است
نام :
پست الکترونیک :
شرح :
نظر :   برای ارسال نظر خود، دکمه ارسال را بزنید
کد امنیتی را وارد کنید
sss

بارگذاری و بروزرسانی محتوا : اداره کل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری شیراز