روایت «شهرراز» از پاکبان‌ها؛ نگهبانان پاکیزگی شهر

خادمان شهرآرا

ساعت ۳:۳۰ صبح سرد دی‌ماه؛ از آسمان سوز می‌بارد و اشک‌سرما. صمد فتحی این‌سوی خیابان جارو به دست دارد و علی زارع آن سو، حد فاصل چهارراه سینما سعدی و خیابان شهید ذوالانوار.


ساعت 3:30 صبح سرد دی‌ماه؛ از آسمان سوز می‌بارد و اشک‌سرما. صمد فتحی این‌سوی خیابان جارو به دست دارد و علی زارع آن سو، حد فاصل چهارراه سینما سعدی و خیابان شهید ذوالانوار. لباسی سرتاسر نارنجی بر تن هر دو، لباسی که صمد فتحی آن را «لباسی مقدس» می‌داند و علی زارع «لباسی با رنگ شاد.» فتحی پنج سال است که پاکبان است؛ 56 سال دارد و قبلاً در یک شرکت عمرانی زیرمجموعه‌ی شهرداری شیراز کار می‌کرد. «به‌لحاظ سنی چهار سال دیگر بازنشسته می‌شوم.» زمینه‌ی سربی‌رنگ آسمان هنوز روشن نشده. بر موهای برفی‌اش اندکی نم نشسته. وقتی حرف می‌زند، چشم‌های قهوه‌ای میشی، زیر خطوط مورب پیشانی و ابروهای پرپشت، مثل ستاره‌ی صبح می‌درخشد. وقتی حرف می‌زند، لب‌ها زیر سبیل جوگندمی تکان می‌خورد. «هر شغلی شرایط خاص و سختی‌های خودش را دارد، شغل پاکبانی اما اگر اغراق نباشد، شغلی است متمایز با دیگر شغل‌ها... مثلاً برنامه‌های کاری ما در ایام عید، فصل برگ‌ریزان، اعیاد و مناسبت‌های ملی و مذهبی فشرده‌تر و به‌صورت فوق‌العاده است و ما با عشق در آن‌ها شرکت می‌کنیم.» «نظافت و پاکیزگی» ذوالانوار غربی و کوچه‌های حدفاصل بین خیابان شهید ذوالانوار تا سینماسعدی به عهده‌ی اوست. جزو نیروهای شرکتی است و مانند دیگر نیروهای شرکتی، سازمان پسماند و شهرداری به‌طور مستقیم بر قراردادها و بیمه و حقوق‌شان نظارت دارد.
 
  • قرارشان هر شب ساعت 3:30
2600 پاکبان در شهرداری شیراز مشغول به فعالیت هستند؛ نوبت کار صمد فتحی شب آغاز می‌شود تا ظهر و سه روز در هفته هم، تا بعدازظهر. «برای با خانواده‌بودن، مطالعه و... زمان‌بندی منظمی دارم.» سه فرزند دارد و هر سه در خانه، نزد پدر و مادر زندگی می‌کنند. بخشی از اوقاتش در خانه را اختصاص می‌دهد به مطالعه. «کتاب‌های ادبی، عرفانی، فلسفی و اقتصادی مطالعه می‌کنم.» بارها مشاهده کرده‌اید که شهروندان، ته‌سیگار، نایلون و برخی از زباله‌های خودروشان را از شیشه پرت می‌کنند بیرون؛ یا آنکه می‌اندازند در پیاده‌رو و جوی آب؛ حال آن‌که انگار هر شهروند باید خود به چشم خویش ببیند که نارنجی‌پوشان زحمتکش شهر، در سرما و گرما چگونه برای جمع‌کردن هر ته‌سیگار و بطری آب، چه سختی‌هایی می‌کشند. از صمد فتحی می‌پرسم تأثیر فرهنگ شهروندی در شغل شما تا چه اندازه اهمیت دارد؟ او اما آن‌قدر نجیب است که ابتدا از خود آغاز می‌کند و می‌گوید: باید ما بتوانیم ارتباط خوب و صحیحی با شهروند برقرار کنیم. «ارتباط خوب با شهروندان برقرار کردن یک هنر است، شهروندان ما فهیم هستند و واقعاً با پاکبان همدل و همراه هستند... گاه که به آن‌ها تذکری می‌دهیم، واقعاً رعایت می‌کنند، اما مهم آن است که چگونه بتوانیم یک مطلب را به شهروندان ارائه کنیم.»
 
  • انتظار ما، طلب همدلی است
«پاکبان‌ها چه انتظاراتی دارند؟» دستکش نارنجی را در دست‌های بزرگش جابه‌جا می‌کند. «انتظار ما به‌عنوان چشمداشت نیست، بلکه طلب همدلی است، مثلاً ما جداول زمان‌بندی برای جمع‌آوری زباله داریم. مثلاً در این منطقه زباله‌ها شب‌های فرد جمع‌آوری می‌شود، اگر شهروندان همین یک مورد را کاملاً رعایت کنند، مهم‌ترین همدلی با ماست.» می‌گوید وظیفه‌ی سازمان پسماند «استیصال آلودگی و تمیز کردن چهره‌ی شهر» است؛ «به‌ویژه در ایام عید نوروز که شیراز در پاکی و تمیزی یک شهر سرآمد است.» همان‌گونه صمیمی می‌گوید: بسیاری از شغل‌ها به عشق نیاز دارد، اما در شیراز در برابر شأن و منزلت شهر شیراز، باید «پروانه‌وار» کار کرد؛ «چه‌بسا بزرگانی که در این شهر زیسته‌اند و دفن شده‌اند... شغل پاکبانی با آن همه سختی، در برابر منزلت شهر شیراز هیچ است.» می‌گوید در ایام نوروز کار آن‌ها بیشتر می‌شود؛ «چون در این ایام برنامه‌های فوق‌العاده مانند کمپ‌های نوروزی پذیرایی از مهمانان نوروزی داریم... در عید همه‌ی مدیران شهری پای کار هستند، بارها شده که شهردار شیراز و معاون خدمات شهری و رئیس سازمان پسماند در نیمه‌ی شب به ما سر می‌زنند و به مشکلات رسیدگی می‌کنند.»
 
  • رایج‌کردن فرهنگ کتاب‌خوانی در کارکنان شهرداری
اشاره کردیم که صمد فتحی اهل مطالعه است؛ «چندی پیش اتفاق جالبی برای برخی کارکنان شهرداری رقم خورد و آن، رایج‌کردن فرهنگ کتاب‌خوانی برای پاکبان‌ها، آتش‌نشان‌ها و... بود.» دست‌هاش از جارو جدا نمی‌شود. «من از مدیران شهری می‌خواهم که به ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی بیشتر از این همت کنند.» چرا؟ «اگر کتاب‌خواندن در بین کارکنان و پاکبان‌ها رایج شود، می‌تواند به ارتباط بهتر شهروند با پاکبان کمک کند.» ماشین جمع‌آوری زباله سر می‌رسد. «سلام صمد... چطوری؟» خوش‌وبشی می‌کنند، سطل زباله را می‌گذارد روی جک خودرو و زباله‌ها خالی می‌شود توی مخزن کامیون. «سازمان پسماند کارگروه‌های مجربی دارد و در آموزش‌های شهروندی به پاکبان‌ها بسیار خوب عمل می‌کند. اینجا ما تفکیک زباله داریم و جمع‌آوری پسماند تر به‌صورت جدا از پسماند خشک انجام می‌شود.»
 
  • حقوق‌ها به‌موقع پرداخت می‌شود
صمد فتحی در آستانه‌ی بازنشستگی است، به‌لحاظ سنی چهار سال مانده تا موعد بازنشستگی. «از نظر شغلی حقوق و مزایای ما در چارچوب تعریف‌شده قانون کار و بر اساس سنوات، حق عائله‌مندی، پاداش و عیدی، اضافه‌کاری و... است که به‌موقع پرداخت می‌شود... به‌ویژه از زمانی که آقای اسکندرپور شهردار شیراز شد، بسیاری مواقع حتی پیش از موعد پرداخت حقوق، به ما حقوق پرداخت می‌شود. مثلاً همین چندی پیش حقوق مهرماه را نیمه دوم شهریور پرداخت کردند، حقوق شب یلدا نیز همین‌گونه بود که این موضوع، خود یک کمک خوب برای ماست.» فتحی عاشق حضرت اباعبدالله حسین (ع) است و وقتی می‌گوید هنوز توفیق نداشته‌ام که در ایام اربعین با موکب احمدبن موسی (ع) شهرداری شیراز به مرز کربلا بروم، غمی در چشم‌های میشی‌اش می‌نشیند.
 
  • همدلی و همیاری پاکبان‌ها
پاکبان‌ها رابطه‌ای دوستانه با یکدیگر دارند، وقتی همه ساعت 2 نیمه‌شب از خواب بیدار می‌شوند، انگار حسی مشترک در آن‌هاست. «کار پاکبانی نیازمند یک همیاری و صمیمیت گروهی است و اگر این‌گونه نباشد شهر هرگز به این پاکی و زیبایی نخواهد بود.» می‌گوید بی‌دلیل نیست که شیراز چندسال است در بین شهرهای کشور جزو برترین شهرهای پاکیزه‌ی کشور است. اگر اینجا مسئله‌ای برای من پیش بیاید، نخستین کسی که به کمک من می‌آید، همین پاکبان است.» اشاره‌اش به علی زارع است.
 
  • 13 سال پاکبانِ شهر
علی زارع نهم آذرماه 1384 به‌عنوان پاکبان بر سر کار آمد و هشت سال دیگر که شصت‌سالش تمام بشود، بازنشسته می‌شود. خنده از لب‌های جدا نمی‌شود. تراژدی برمشور را هنوز یادش هست. «من خودم هم رفتم و دو، سه شب کمک بچه‌ها بودم... واقعاً غم‌انگیز بود، همه تلاش می‌کردند برای پیداکردن این بچه‌ها؛ همه از همه‌جا آمدند، حتی از استان‌های دیگر هم برای پیداکردن بچه‌ها آمدند.» صدایی زنگ‌دارش حالا می‌لرزد. «وقتی آتش‌سوزی شد، بچه‌ها زنگ زدند به آتش‌نشانی... زباله وقتی سنگین باشد، شروع به حرکت می‌کند؛ آن هم آن حجم بسیار زیاد از زباله... وقتی آب ریختند روی زباله‌ها که خاموش شود، زباله‌ها شروع به حرکت کردند و آن بچه‌های معصوم متأسفانه زیر زباله رفتند.»
 
  • کار در سرما و گرما
علی زارع 13 سال است پاکبان شهر است. «ما در زمان کارمان، سرما داریم، گرمای شدید داریم، باران و برف و آفتاب سوزان هم داریم... اما خودمان این شغل را انتخاب کرده‌ایم و وقتی چنین شغلی را انتخاب کردیم، وظیفه‌مان است که به نحو احسن انجامش بدهیم.» هر نیمه‌شب ساعت 2 با موتورسیکلت از خانه‌اش که فاصله‌ای نسبتاً دور دارد تا دفتر پسماند، می‌آید بیرون؛ در آن سرما. «بالاخره هر کاری سختی خودش را دارد.» می‌گوید خانواده سختی‌های کارشان را تحمل می‌کنند.
 
  • همه‌ی ایام نوروز مشغولِ کار
 موعد نوروز که می‌رسد، همه‌ی شهر پذیرای میزبانی از مسافران و گردشگران نوروزی و همچنین مهیای خدمت به شهروندان می‌شوند. پاکبان‌ها در این ایام، وظیفه‌ای حیاتی دارند. «از 15 اسفند تا 15 فروردین مرخصی پاکبان‌ها لغو می‌شود تا شهر پاکیزه بماند؛ چون مهمان نوروزی که به شیراز سفر می‌کند، باید کِیف کند از تمیزی شهر.» یادش هست که سال گذشته چند گردشگر اهوازی و آبادانی جلویش تعظیم کردند و گفتند: «باید دست شما را ببوسیم، چون شهر شما بسیار تمیز و پاکیزه است.» آن مسافران اهواز و آبادان چه حق‌شناس بودند؛ پاکبان‌ها نگهبانان شهر پاکیزه هستند.
 


۱۳۹۷/۱۰/۲۹
منبع : پایگاه اطلاع رسانی شهرداری شیراز
تعداد بازدیدها : ۴۰
مطالب مرتبط با این موضوع :
نظری ارسال نشده است
نام :
پست الکترونیک :
شرح :
نظر :   برای ارسال نظر خود، دکمه ارسال را بزنید
کد امنیتی را وارد کنید
sss

بارگذاری و بروزرسانی محتوا : اداره کل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری شیراز