شهردار شیراز دیداری از فرهنگسراهای سطح شهر داشت

مأموریت: شادی اجتماعی

آفتاب هنوز چادرش را از سر شهر جمع نکرده؛ به جز خط سرعت ماشین‌ها روی آسفالت سوزان و وارفته خیابان، هیچ حرکتی نیست! انگار هیچ‌کس حوصله سنگفرش پیاده‌روها را در بعدازظهر داغ تابستان ندارد. حاشیه خیابان، کمی عقب‌تر، قلمروی چنارهای تنومند و سروهای سربه آسمان و سایه‌های بلند است؛ درخت‌ها سایه‌شان سنگین شده؛ گرمای تابستان تسلیم خنکای پارک است و جنب‌وجوش بچه‌ها بر کرختی عصر بی‌حوصلگی غالب شده؛ ساعت ۵ عصر! اینجا خیابان معالی‌آباد؛ بوستان ملت.


فرناز مرادپور/ شهرراز/ پسربچه‌ها روی چمن دراز کشیده‌اند. همان‌طور که خوابیده‌اند، دوربین گوشی تلفن همراهم را روی صورتشان زوم می‌کنم! چابک و فرز بلند می‌شوند. لپ‌هاشان گل انداخته؛ دستی به لباس‌هایشان می‌کشند، موها را مرتب می‌کنند. شیطنت‌شان بیشتر از این حرف‌هاست که بخواهم دنبال بهانه باشم برای باز کردن سر صحبت. پسرعمو هستند و خانه‌شان به قول خودشان «آپارتمان‌های همین بغل» است. حاصل گپ‌و گفت‌مان می‌شود اینکه «قبلاً که فرهنگسرا نبود، برای کلاس‌های تابستانه باید یک عالمه پول سرویس می‌دادیم و می‌رفتیم جای دیگری از شهر، کلاس! اما از وقتی نزدیک این فرهنگسرا هستیم، برای همه روزهای تابستان کلاس‌های مختلف ثبت‌نام کرده‌ایم. مثل کامپیوتر، رباتیک، شطرنج و...»
من هرچه ذهنم را روانه بچگی‌های خیلی سال پیش می‌کنم، هیاهوی پسربچه‌های قدونیم‌قد توی سرم می‌چرخد که فارغ از گرمای تابستان، پابرهنه روی آسفالت داغ، توپ پلاستیکی دو پوسته را دنبال می‌کردند. سرخوش از گذران اوقات فراغت! یا دخترکان ریزنقشی در ذهنم تداعی می‌شود که با چادرهای سفید گلدارشان، عروسک‌های پلاستیکی را بغل زده‌اند و در کوچک‌ترین جغرافیای جهان؛ روی پتوی صورتی که گوشه حیاط، زیر سایه درخت‌های کوتاه نارنج پهن کرده‌اند، با مهربان‌ترین خاله‌های دنیا، قشنگ‌ترین زندگی عمرشان را بازی می‌کردند.
کودکی بچه‌های این روزها اما مدرن‌تر می‌گذرد؛ با امکانات بیشتر! شیراز امروز، تقریباً هر محله‌اش یک پارک دارد و گوشه هر پارک، یک فرهنگسرا هست با انواع و اقسام کلاس‌ها و برنامه‌های مختلف فرهنگی، ورزشی، تفریحی و آموزشی. همین است که رویای بچه‌های دیروز کمی با هم‌سن‌وسال‌های دنیای امروزی‌شان فرق دارد؛ این برداشت من از لحظه‌ای است که پسربچه 10 ساله در بازدید شهردار شیراز از فرهنگسراهای مناطق، دست شهردار را در دستانش می‌فشرد، با صلابت می گوید «می‌خواهم استاندار شوم» و از ایده‌هایش برای این شهر می‌گوید!
ساعت 5 عصر یکی از همین بعدازظهرهای کرخت تابستان، به اتفاق شهردار شیراز از چند فرهنگسرای سطح شهر بازدید کردیم؛ مادران در محوطه پارک حلقه زده‌اند؛ این کلاس‌های فرهنگسرا خودش بهانه‌ای شده برای دورهمی‌های ساده مادرانه و درددل‌های زنانه و فراغت خاطر از روزمره‌های زندگی.
صدای یک‌دست بچه‌ها از سالن ورزشی توی سالن فرهنگسرا پیچیده. شهردار که وارد سالن می‌شود کاراته‌کاهای کوچک هفت، هشت ساله احترام می‌گذارند، ردیف می‌ایستند و ژست ورزشکارهای بزرگ و افتخارآفرین می‌گیرند؛ افتخارآفرین هم هستند.
وقتی از شهروندِ خوب بودن می‌گویند، هرکدام یکی از بایدهای توی ذهن‌شان را بیان می‌کنند. یکی معتقد است خیابان‌های شهرش را باید تمیز نگاه دارد، یکی هم می‌گوید به جای ماشین شخصی، از اتوبوس و مترو استفاده می‌کنم. بچه‌ها نگاه‌شان روشن است. شهردار حظ می‌کند از شهروندان کوچکی که این‌گونه بزرگ به شهرشان می‌اندیشند. فرهنگسرا انواع کلاس‌ها را برای همه اقشار و رده‌های سنی شهروندان برگزار می‌کند. فرهنگسرا را جزء به ‌جزء می‌گردیم و شهردار و معاون فرهنگی ـ اجتماعی‌اش تمام مشکلات و مسایل ساختمان را بررسی و یادداشت می‌کنند.
 
  • فرهنگسراها برنامه‌های متناسب فصلی داشته باشند
حیدر اسکندرپور پس از آن در نشستی نه‌چندان کوتاه با مسئولان فرهنگسرای سلامت به داشتن برنامه مدون تأکید می‌کند و می‌گوید: با توجه به تفاوت نیازهای شهروندان در مناطق مختلف شهر شیراز، همچنین تفاوت سبک زندگی آنها در فصل‌های مختلف، فرهنگسراها باید برنامه‌هایشان را با هماهنگی شهردار و شورای شهر، به صورت سه‌ماهه و متناسب با فصل‌های مختلف تدوین کنند. شهردار شیراز در این دیدار، برگزاری دوره‌های آموزش شهروندی را مهم برشمرد و گفت: ارتقای فرهنگ عمومی باید مهم‌ترین چشم‌انداز فرهنگسراها باشد. «البته معتقدم در این راه باید از مشارکت مردم و انجمن‌های مردم‌نهاد بیشتر بهره ببریم؛ به طوری که سمن‌ها زیر نظر هیأت امنا، خودشان متولی برگزاری دوره‌های آموزشی در فرهنگسراها باشند.»
 
  • به هر فرهنگسرا هویتی منحصریه‌فرد ببخشیم
مهندس اسکندرپور معتقد است باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرد که به هر فرهنگسرا هویتی منحصربه‌فرد ببخشیم و هر فرهنگسرا موضوع و محتوای خاصی را دنبال کند تا این امر به عنوان یک جذابیت بتواند شهروندان را از غرب شهر به سمت مناطق شرقی سوق دهد و یا برعکس. وی این اتفاق را گامی مؤثر در رشد موزون فرهنگ شهروندی می‌داند که موجب کاهش شکاف‌های فرهنگی و حتی اقتصادی در شهر می‌شود.
 
  • یلدای 5 ساله؛ معاون افتخاری شهرداری
به اتفاق شهردار و معاون فرهنگی و اجتماعی، به فرهنگسرای شقایق هم سر زدیم. پارک شلوغ است و کلاس‌های فرهنگسرا غوغاست. گروه‌های سنی مختلف در کلاس‌های گوناگون شرکت کرده‌اند؛ از تکواندو و ایروبیک گرفته تا خط و نقاشی و مجسمه‌سازی و... . شهردار به تک‌تک کلاس‌ها سر می‌زند و با همه خوش‌وبش می‌کند. ذکاوت بچه‌ها سر ذوق‌مان می‌آورد و احساس مسئولیت‌شان. کدام‌مان فکر می‌کردیم همین بچه‌های کوچولو، این‌گونه با هوش و درایت، مسائل شهرشان را در ذهن حلاجی کنند و گل‌کاری و زیبایی بلوارها و باغچه‌های شهر این‌قدر برای‌شان مهم باشد؟
هرگز در ذهنم نمی‌یافتم که میان جمع دختر و پسرهای هفت، هشت ساله‌ای که دور میز نشسته‌اند و با خمیر بازی، عروسک‌های کارتونی می‌سازند، دختربچه‌ای 5 ساله رویای شهردارشدن در سر بپروراند! یلدا در پاسخ شهردار که می‌پرسد کدام یک از شما دلش می‌خواهد شهردار بشود، دستش را با اقتداری کودکانه بالا می‌برد و همین بهانه گپ‌وگفتی می‌شود که پس از آن، شهردار از یلدا می‌خواهد لباس رسمی بپوشد، «یا علی» بگوید و معاون افتخاری حوزه اجرایی شهرداری منطقه 4 شود. یلدا می‌خواهد خیابان‌های شهر را گل‌کاری کند و به پاکبان‌های شهرش طوری محبت کند که همیشه شهر را پاکیزه نگه دارند.
 
  • ساخت فرهنگ عمومی با آموزش شهروندی به کودکان
حیدر اسکندرپور لابه‌لای صحبت با بچه‌ها و هنرجوهای فرهنگسرا توجه مربیان و مسئولان فرهنگی را به نحوه نگرش بچه‌ها به مسایل شهری و شهروندی جلب می‌کند و می‌گوید: ساخت فرهنگ عمومی به رفتارهای عمومی جامعه باز می‌گردد و آموزش شهروندی در حوزه‌های مختلف همچون ترافیک، پسماند، وظایف و مسئولیت‌های شهروندی و... می تواند ساخت فرهنگ عمومی در یک جامعه را شکل دهد. نکته مهم آن است که ساخت فرهنگ باید از سن کودکی شروع شود. بذر فرهنگ که در ذهن کودکان کاشته شود، بعدها متولیان تربیت و آموزش و پرورش کودک با آبیاری آن بذر و مناسب‌سازی زمینه رشد، آن را به درختی ریشه‌دار و بارور تبدیل می‌کنند.
شهردار شیراز خطاب به کارکنان فرهنگسراهای شیراز گفت: رفتارهای ناصحیح در جامعه ناشی از نهادینه‌نشدن رفتار فرهنگی است. اگر می‌خواهیم برای آینده ایران قدمی برداریم، کودکان را فرهنگی و باورمند نسبت به رفتارهای فردی و اجتماعی پرورش دهیم. وی با اشاره به تاثیر محیط اجتماعی بر رفتار شهروندان گفت: رفتار فرهنگی و ادبیات افراد ارتباطی با وضعیت مالی و جایگاه اقتصادی آنها ندارد. در نگاهی کلی مهم نیست که جامعه از نظر اقتصادی چه قدر متمول باشد؛ بلکه مهم این است که چه میزان به شهروندان آموزش‌هایی متناسب برای حضور در یک جامعه و رفتار اجتماعی ارائه شده باشد و از نظر فرهنگی غنی باشند.
شهردار شیراز اظهار کرد: تعداد زیادی از کودکان حاضر در فرهنگسراها در پاسخ به این سوال که اگر شهردار شدید به چیزی توجه می‌کنید، بخش عمده‌ای از نگاه خود را معطوف به نظافت، فضای سبز و زیبایی بصری کردند. این موضوع نشان‌دهنده بطن جامعه و خواسته‌های آنان است که باید به آن توجه شود و در مسیر فرهنگ‌سازی در آن زمینه گام گذاشت.
 
  • جامعه توسعه‌یافته با مدیریت اقناعی
مهندس اسکندرپور در این بازدید به کارکنان و مسئولان فرهنگسراها توصیه کرد مؤلفه‌های اثرگذار بر فرهنگ عمومی و نحوه ساخت آن را بشناسند. وی با بیان اینکه جامعه ما به مدیریت اقتدارگرا عادت کرده است و اقتدار مدیر را ناشی از دستورهای خشن می‌داند، افزود: من به مدیریت اقناعی اعتقاد دارم و معتقدم جامعه‌ای توسعه یافته است که افراد آن جامعه اقناع شده باشند و باور داشته باشند که باید رفتاری صحیح از خود بروز دهند. شهردار شیراز با اشاره به تجربه نهادینه‌کردن بستن کمربند ایمنی در دهه‌های پیشین گفت: امروز آن فرهنگسازی‌ها به ثمر نشسته و به گفته پلیس راهور میزان بسیار اندکی از جریمه‌های سطح شهر مربوط به نبستن کمربند ایمنی است. از این رو فرهنگسراها باید در زمینه فرهنگسازی تلاش کنند. اسکندپور یادآور شد: فرهنگسراها با نگاه متفاوت به هنر و خلاقیت می‌توانند با ارائه آموزش‌های خود در زمینه کارآفرینی نیز گام بردارند.
 
  • فرهنگسراها مبدأ شادی‌های روزانه کودکان باشند
شهردار شیراز بار دیگر بر ضرورت ترویج شادی و نشاط اجتماعی در سطح شهر و در بین مردم جامعه تأکید کرد و گفت: فرهنگسراها می‌توانند مبدأ شادی‌های روزانه برای خانواده ها و کودکان باشند. در این راستا با برنامه‌ریزی‌های انجام شده، در نظر داریم فرهنگسرای شهروند را به مکانی شاد و پرنشاط برای کودکان تبدیل کنیم. به این منظور با همکاری سازمان سیما و منظر شهری، کاراکترهای جذاب و المان‌های شاد در این فرهنگسرا ساخته و احداث می‌شود تا فضای ایجاد ارتباط اجتماعی را نیز برای کودکان فراهم کند. وی با اشاره به انتقاداتی که از برخی فرهنگسراها شده خاطرنشان کرد: تعریف‌های متفاوتی از شادابی و نشاط اجتماعی مطرح می‌شود. برخی افراد، شادی را در ولنگاری و هرج‌ومرج می‌دانند، اما تعریفی که ما از ایجاد نشاط داریم این است که محیط شهر را  طوری بسازیم که احساس شادابی و انگیزه بیشتر در شهروند ایجاد شود.
 
  • شهر انسان‌محور به انسان آرامش می‌بخشد
شهردار شیراز مشکلات اقتصادی و فشارهای روانی حاصل از اوضاع سیاسی و تحریم‌ها را از عوامل ایجاد نومیدی و دلسردی در جامعه برشمرد و گفت: روح متعالی انسان نیاز به آرامش دارد و شهر انسان‌محور شهری است که فضاهای کافی برای رفع این نیاز در خود داشته باشد. وی ادامه داد: حال اگر برای شهروندان و گروه‌های مختلف سنی فضای مناسبی جهت کسب آرامش وجود نداشته باشد، ممکن است افراد بدون هیچ هدفی در شهر رها شوند و اینگونه رهاشدگی مسائل و آسیب‌های اجتماعی خودش را به دنبال دارد. «از همین رو ایجاد فضاهایی که در آنها شهروندان به نشاط و سرزندگی دست یافته و از هیجانات و احساسات منفی تخلیه شود؛ از ملزومات است.»
 
  • فضای شهری زنده‌تر و امیدبخش‌تر شود
شهردار شیراز مأموریت این روزهای فرهنگسراها و خانه‌های محله را ایجاد شادابی و نشاط در جامعه دانست و گفت: نگرانی اجتماعی و عدم اطمینان به آینده بزرگ‌ترین آسیب برای یک کشور است. در این شرایط متولیان فرهنگی و هنرمندان مأموریت ویژه‌ای دارند که نشاط و امید را به جامعه تزریق کنند. «انتظاری که من از مجموعه سازمان فرهنگی دارم این است که با حفظ چارچوب‌ها و هنجارهایی که از طرف جامعه مذهبی و سنتی مورد تأکید قرار می‌گیرد، به نحوی عمل کند که فضا برای شهروندان زنده‌تر و امیدبخش‌تر شود.»
 
  • ایده‌های «علیرضا» برای شهر
در حاشیه صحبت‌های جدی و مطالبه‌گری‌های شهردار شیراز از حوزه فرهنگی و اجتماعی شهر ـ که البته تنها متولی آن شهرداری نیست ـ هنوز ذهنم پیش شهرداران کوچکی مانده است که بزرگ می‌اندیشند. علیرضای 10 ساله که می‌خواهد شهردار بشود می‌گوید ژنراتورهایی برای چراغ‌های راهنمایی سر چهارراه‌ها تهیه می‌کنم تا وقتی برق قطع می‌شود نظم خیابان‌ها به هم نریزد! نگاه دقیق بچه‌ها به شهر جالب است. شهر؛ این موجود زنده‌ای که پابه‌پای ما راه می‌آید، نفس می‌کشد و بزرگ می‌شود. علیرضا می‌گوید: «به نظرم تابلوهای سر در مغازه‌ها باید یکدست شود تا فضای شهر این‌طور شلوغ و به‌هم‌ریخته نباشد!»
 
  • باورهای کودکی و فردای روشن
و آنچه بیش از هرچیز تعجب‌مان را برمی‌انگیزد، وقتی بود که دختربچه 10 ساله می‌گفت اگر مسئول باشم، قیمت دلار را کم می‌کنم تا زندگی مردم راحت‌تر شود. حق با شهردار است که می‌گوید ذهن بچه‌ها مستعد یادگیری است و باید از کودکی بذر فرهنگ غنی را در آن کاشت. بچه‌های این روزها جور دیگری کودکی می‌کنند. آنها همانطور که با خمیرهای بازی رویاهایشان را شکل می‌دهند، مسائل اجتماعی پیرامون‌شان هم بررسی می‌کنند. در عالم بچگی، خودشان را جای پدر و مادر و شهردار و استاندار می‌گذارند و مشکلات را بررسی می‌کنند، راهکار هم می‌دهند. هوای کودکی بچه‌هایمان را داشته باشیم. برای اوقات فراغت‌شان با فراغ خاطر برنامه‌ریزی کنیم و بدانیم که باورهای آنها اگر امروز یک دانه است، فردا جوانه می‌زند و سبز خواهد شد. دلم می‌خواهد به همه کودکان شهرم بگویم: «هرکجایی شعر باران را بخوان!/ ساده باش و باز هم کودک بمان!/ قاه‌قاه خنده‌ات را ساز کن باز هم با خنده‌ات اعجاز کن!»
 


۱۳۹۷/۰۵/۱۶
منبع : پایگاه اطلاع رسانی شهرداری شیراز
تعداد بازدیدها : ۶۱
مطالب مرتبط با این موضوع :
نظری ارسال نشده است
نام :
پست الکترونیک :
شرح :
نظر :   برای ارسال نظر خود، دکمه ارسال را بزنید
کد امنیتی را وارد کنید
sss

بارگذاری و بروزرسانی محتوا : اداره کل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری شیراز